ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

98

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) كه مىگفته است * احنف در يكى از مأموريتهاى جنگى شبانه در دل شب آوايى شنيد كه چنين مىخواند : « همانا براى هر سالار شايسته است كه نيزه در دست او خون آلود يا درهم شكسته شود » « 1 » گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از سفيان ، از داود ما را خبر داد كه مىگفته است * مردى پيش احنف آمد و از او چيزى خواست . احنف گفت : مرا يك سهم بيش نيست كه از خودم فزون نيست ، اسب من هم دو سهم دارد كه از خودش فزون نيست . گويد عارم بن فضل ، از گفتهء سعيد بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است ، از پدرم شنيدم كه مىگفت * به احنف بن قيس گفتند : پير مردى سالخورده شده‌اى روزه گرفتن ناتوانت مىسازد . گفت : پاداش آن را براى شرّ بزرگ و طولانى - رستخيز - آماده مىكنم و به حساب مىآورم . گويد عفان بن مسلم و موسى بن اسماعيل هر دو ، از گفتهء عبد الله بن بكر بن عبد الله مزنى ، از مروان اصفر مرا خبر دادند كه مىگفته است شنيدم * احنف بن قيس مىگويد : « پروردگارا اگر مرا بيامرزى تو شايسته و سزاوار آنى و اگر مرا عذاب كنى من شايسته و سزاوار آنم » . گويد عمرو بن عاصم كلابى ، از ابو الأشهب ، از عمرو بن ظبيان تميمى كه از خاندان عوف بن عبيد بوده است ، از گفتهء ابو المخيّش ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش احنف بن قيس نشسته بودم نامه‌يى از پادشاه « 2 » براى او رسيد كه او را پيش خود و به بيعت با خويش فرا خوانده بود . احنف گفت : پسر زن كبود چشم مرا به دوستى با مردم شام فرا مىخواند ! به خدا سوگند دوست مىدارم كه ميان من و ايشان كوهى از آتش باشد به گونه‌يى كه هر كس از ايشان به سوى ما مىآيد و هر كس از ما پيش ايشان برود در آن آتش بسوزد .

--> ( 1 ) ان على كل رئيس حقا * ان تخضب القناة او تندقا اين بيت با اندك تفاوت لفظى كه صحيح‌تر هم به نظر مىرسد در مغازى ، ج 1 ، ص 226 و سيرة ابن هشام ، ج 3 ، ص 79 به عثمان بن ابى طلحه پرچمدار مشركان در جنگ احد نسبت داده شده است ، ولى در عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 174 همينگونه آمده است . ( 2 ) در هر سه نسخه چاپ شده به صورت « من عند الملك » چاپ شده است با آنكه همانگونه ترجمه كردم ولى به نظر مىرسد صحيح آن عبد الملك است ، يعنى عبد الملك مروان ، به ويژه كه احنف اشاره به مادر او دارد وانگهى احنف از دوستان بسيار نزديك مصعب بن زبير بوده است و عبد الملك مىخواسته او را جلب كند .